• 03134490296
  • 09133209528
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب ترنمی از کلام مولا : حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ به نظم

ترنمی از کلام مولا :...

ترنمی از کلام مولا :...

صفحه ۱

مشخصات کتاب

سرشناسه : محققیان گورتانی، مریم، ۱۳۵۸-

عنوان قراردادی : نهج البلاغه . فارسی - عربی. برگزیده

عنوان و نام پديدآور : ترنمی از کلام مولا: حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ به نظم/سرآینده مریم محققیان.

مشخصات نشر : اصفهان: سیمای فلق، ۱۴۰۵.

مشخصات ظاهری : ۲۱۶ ص.؛ ۱۵×۱۵ س م.

شابک : ۹۷۸-۶۲۲-۵۱۴۷-۱۳-۳

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

عنوان دیگر : حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ به نظم.

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهج البلاغه -- شعر

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah -- Poetry

موضوع : شعر فارسی -- قرن ۱۵

Persian poetry -- ۲۱st century

شناسه افزوده : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق . نهج البلاغه . برگزیده

شناسه افزوده : Ali ibn Abi-talib, Imam I. Nahjol - Balaghah.Selections

رده بندی کنگره : PIR۸۳۶۱

رده بندی دیویی : ۸فا۱/۶۲

شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۵۳۴۸۶۹

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

اشاره

صفحه ۱
صفحه ۲

بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه ۲
صفحه ۳

ترنمی از کلام مولا

حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ «به نظم»

صفحه ۳
صفحه ۴

حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ به نظم

سرشناسه: محققیان، مریم، ۱۳۵۸

عنوان و نام پدیدآور: حکمت های نهج البلاغه از ۱ تا ۵۰ به نظم/ مریم محققیان

مشخصات ظاهری: ۲۱۶ ص.؛ ۱۵×۱۵ س م.

مشخصات نشر: اصفهان سیمای فلق، ۱۴۰۵

شابک: ۳-۱۳-۵۱۴۷-۶۲۲-۹۷۸

شابک دوره ۶-۱۲-۵۱۴۷-۶۲۲-۹۷۸

وضعیت فهرست نویسی: فیپا

فروست: ترنمی از کلام مولا، ۱

موضوع شعر فارسی -- علی بن ابی طالب (علیه السلام) - نهج البلاغه

رده بندی کنگره: PIR۸۳۶۱

رده بندی دیویی: ۱/۶۲ فا ۸

شماره کتابشناسی ملی: ۱۰۵۳۴۸۶۹

سراینده مریم محققیان

ویراستار و صفحه آرا: محمد کمال

نوبت و تاریخ چاپ: اول، ۱۴۰۵

شمارگان: ۵۰ جلد

ناشر: انتشارات سیمای فلق

انتشارات سیمای فلق

www.falaghsoft.ir

۰۹۱۳۱۰۳۶۸۵۰/۰۹۱۳۱۶۴۹۸۹۳/۰۳۱۳۷۸۰۰۸۰۳

صفحه ۴
صفحه ۵

تصویر

تصویر صفحه ۵
صفحه ۵
صفحه ۶

تقدیم

تقدیم به پیشگاه بی بی دو عالم حضرت فاطمۀ زهرا دخت پیامبر اسلام و همسر امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب، اول مظلوم عالم علیهم السلام.«به امید دستگیری در یوم الحساب»

صفحه ۶
صفحه ۷

## فهرستحکمت ۱: هوشیاری در فتنه ها...۱۱حکمت ۲ : از عوامل ذلت و خواری...۱۵حکمت ۳: نکوهش بخل و ترس و فقر...۱۹حکمت ۴: ارزش صبر و زهد و ورع و رضا...۲۳حکمت ۵: ارزش علم و ادب و تفکر...۲۷حکمت ۶: حفظ اسرار و حسن رفتار...۳۱حکمت ۷: بازتاب اعمال دنیا در آخرت...۳۵حکمت ۸: شگفتی های خلقت انسان...۳۹حکمت ۹: اقبال و ادبار دنیا...۴۳حکمت ۱۰: معاشرت نیکو با مردم...۴۷حکمت ۱۱: عفو و گذشت با وجود قدرت...۵۱حکمت ۱۲: اهمیت دوستی و حفظ دوست...۵۵حکمت ۱۳: شکر، راه تداوم نعمت ها...۵۹

صفحه ۷
صفحه ۸

حکمت ۱۴: نتیجه بی مهری نزدیکان...۶۳حکمت ۱۵: هر کس درخور سرزنش نیست...۶۷حکمت ۱۶: اولویت تقدیر خدا بر تدبیر انسان...۷۱حکمت ۱۷: تغییر حکم با تغییر شرایط...۷۵حکمت ۱۸: نکوهش یاری نکردن حق...۷۹حکمت ۱۹: نکوهش آرزوهای دراز...۸۳حکمت ۲۰: چشم پوشی از خطای جوانمردان...۸۷حکمت ۲۱: نکوهش ترس و حیای بیجا...۹۱حکمت ۲۲: نظر امیرالمومنین درمورد خلافت...۹۵حکمت ۲۳: اولویت عمل بر حسب و نسب...۹۹حکمت ۲۴: اهمیت رفع غم و گرفتاری از مردم...۱۰۳حکمت ۲۵: ترس از نافرمانی خدا...۱۰۷حکمت ۲۶: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون...۱۱۱حکمت ۲۷: روش مقابله با بیماری ها...۱۱۵

صفحه ۸
صفحه ۹

حکمت ۲۸: زهد واقعی...۱۱۹حکمت ۲۹: گذر عمر و نزدیک شدن مرگ...۱۲۳حکمت ۳۰: مغرور نشدن از ستارالعیوب بودن خداوند...۱۲۷حکمت ۳۱: ارکان ایمان و کفر و شرک...۱۳۱حکمت ۳۲: نیکوکار بهتر از کار نیکو...۱۳۹حکمت ۳۳: میانه روی در بخشش و مصرف...۱۴۳حکمت ۳۴: راه بی نیازی...۱۴۷حکمت ۳۵: ضرورت موقعیت شناسی...۱۵۱حکمت ۳۶: آرزوهای طولانی و پرهیز از بزهکاری...۱۵۵حکمت ۳۷: نهی از تشریفات بی جا...۱۵۹حکمت ۳۸: ارزش ها و آداب معاشرت با مردم...۱۶۳حکمت ۳۹: جایگاه واجبات و مستحبات...۱۶۹حکمت ۴۰: راه شناخت عاقل و احمق...۱۷۳حکمت ۴۱: رابطه عقل و گفتار...۱۷۷

صفحه ۹
صفحه ۱۰

حکمت ۴۲: بیماری سبب ریزش گناهان...۱۸۱حکمت ۴۳: وصف یاری شایسته...۱۸۵حکمت ۴۴: خوشا به حال اینان...۱۸۹حکمت ۴۵: حب علی، معیار ایمان...۱۹۳حکمت ۴۶: عجب و غرور آفت حسنات...۱۹۷حکمت ۴۷: معیار صداقت و شجاعت و عفت...۲۰۱حکمت ۴۸: دوراندیشی و تفکر، راه پیروزی...۲۰۵حکمت ۴۹: تفاوت افراد کریم و لئیم...۲۰۹حکمت ۵۰: راه جذب دل ها...۲۱۳

صفحه ۱۰
صفحه ۱۱

## حکمت ۱: هوشیاری در فتنه ها

صفحه ۱۱
صفحه ۱۲

﴿كُنْ فِی الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ

امام على علیه السلام فرمود:

به هنگام بروز فتنه چون اشتر نرِ دو ساله باش كه نه پشتى استوار دارد كه بر آن سوار توان شد و نه می تواند شیر دهد.

صفحه ۱۲
صفحه ۱۳

چون تو را در هر زمانی فتنه آید در کمند *** باش همچون اشتری کان را نباشد سودمند

هان مشو بازیچه ی اهل خصومت این میان *** چون که می گردی میان آن دو باطل دردمند

صفحه ۱۳
صفحه ۱۴
صفحه ۱۴
صفحه ۱۵
صفحه ۱۵
صفحه ۱۶

حکمت ۲: از عوامل ذلت و خواری

صفحه ۱۶
صفحه ۱۷

أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَه

امام على علیه السلام فرمود:

آن كه طمع را شعار خود سازد، خود را خوار ساخته و هر كه پریشان حالى خویش را با دیگران در میان نهد، تن به ذلت داده است و كسى كه زبانش بر او فرمان راند، بى ارج شود.

صفحه ۱۷
صفحه ۱۸

آن کس که طمع کند شود بی مقدار *** در پردۀ فقر، تن دهد بر آزار

گر بندۀ گفته های خود گردد او *** بی ارج شود، زبان کند او را خوار

صفحه ۱۸
صفحه ۱۹

حکمت ۳: نکوهش بخل و ترس و فقر

صفحه ۱۹
صفحه ۲۰

الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ [حَاجَتِهِ] حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ

امام على علیه السلام فرمود:

بخل، ننگ است و ترس، نقص است و تنگدستى، زبان زیرك را از بیان حجتش بر بندد و بینوا در شهر خود غریب است.

صفحه ۲۰
صفحه ۲۱

بخیل ار که باشی تو را عار نیست؟! *** بترسی ز هر کس، تو را خوار نیست؟!

تو را تنگدستی کند الکنت *** غریبی تو هر جا؛ گرت بار نیست!

صفحه ۲۱
صفحه ۲۲
صفحه ۲۲
صفحه ۲۳

حکمت ۴: ارزش صبر و زهد و ورع و رضا

صفحه ۲۳
صفحه ۲۴

الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَالْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى

امام على علیه السلام فرمود:

عجز و ناتوانى آفت است و صبر، شجاعت، و زهد، ثروت، و تقوا و پرهیزکارى، سپر است (در برابر گناهان و خطرات شیطان و هواى نفس) و رضایت و خشنودى (از تقدیرات الهى) بهترین همنشین است.

صفحه ۲۴
صفحه ۲۵

ناتوانی آفت مردان با ایمان شود *** صبر در انسان اگر باشد شه شیران شود

اِتَّقواللهَ سپر باشد برای مرد و زن *** راضی و خرسند بودن همنشین جان شود

صفحه ۲۵
صفحه ۲۶
صفحه ۲۶
صفحه ۲۷

حکمت ۵: ارزش علم و ادب و تفکر

صفحه ۲۷
صفحه ۲۸

الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ، وَالاْدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ

امام على علیه السلام فرمود:

علم و دانش میراث گران بهایى است، و آداب (انسانى) لباس زیبا و کهنگى ناپذیر است، و فکر آیینه صافى است.

صفحه ۲۸
صفحه ۲۹

هرکس که وارث می شود علم و کتاب و درس و دین *** درّ و گهر دارد بسی سرمایه اش باشد همین

در وادیِ درس ادب باشد لباسی بی مَثَل *** گوید امام متقین ارث و کلامی به زِ این!

صفحه ۲۹
صفحه ۳۰
صفحه ۳۰
صفحه ۳۱

حکمت ۶: حفظ اسرار و حسن رفتار

صفحه ۳۱
صفحه ۳۲

صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ

امام على علیه السلام فرمود:

سینه عاقل صندوقچه راز اوست و خوش رویی دام دوستی و بردباری، گور زشتی هاست

صفحه ۳۲
صفحه ۳۳

سینۀ عاقل که شد گنجین-ۀ اسرار او *** دوست یا دشمن همی حیران شود در کار او

روی خوش چون برگشاید در نگاه مردم-ان *** گرم گردد زین گشایش خان-ه و بازار او

هرچه بیند خوب یا بد بگذرد با صبر و حلم *** در امان مانَد ز نیش م-ردم و آزار او

صفحه ۳۳
صفحه ۳۴
صفحه ۳۴
صفحه ۳۵

حکمت ۷: بازتاب اعمال دنیا در آخرت

صفحه ۳۵
صفحه ۳۶

الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِی آجَالِهِمْ

امام على علیه السلام فرمود:

صدقه (کمک به نیازمندان) داروى شفابخشى است، و اعمال بندگان در این جهانِ زودگذر در برابر چشمان آن ها در آن جهان (پایدار) است.

صفحه ۳۶
صفحه ۳۷

یاری نما تا یار جان یارت شود در آن جهان *** افتاده را هان دست گیر در این سرای بی نشان

یک دانه پیش مرغ نِه، دارو بود در جسم و جان *** آن ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه، خرمن شود در آن جهان

صفحه ۳۷
صفحه ۳۸
صفحه ۳۸
صفحه ۳۹

حکمت ۸: شگفتی های خلقت انسان

صفحه ۳۹
صفحه ۴۰

اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ؛ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ

امام على علیه السلام فرمود:

از این انسان در شگفت شوید، به قطعه اى پیه مى بیند و به پاره گوشتى سخن مى گوید و به تكه استخوانى مى شنود و از شكافى نفس مى كشد.

صفحه ۴۰
صفحه ۴۱

شگفتا از این مردم دیده ام *** که پیهی بُوَد وه! چه ها دیده ام

از این پاره ی گوشت در این دهان *** سخن گفته ام ای عجب با زبان

چه ها من شنیدم ز یک استخوان *** ز تنها شکافی گرفتیم جان

زِ چشم و زِ گوش و زبان و نفس *** پناهم تویی یارب ای دادرس

صفحه ۴۱
صفحه ۴۲
صفحه ۴۲
صفحه ۴۳

حکمت ۹: اقبال و ادبار دنیا

صفحه ۴۳
صفحه ۴۴

إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ، أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ، سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِه

امام على علیه السلام فرمود:

وقتى كه دنیا به قومى روى آورد، خوبیهاى دیگران را به آنها عاریت دهد و چون پشت كند، خوبی هایشان را از ایشان بستاند.

صفحه ۴۴
صفحه ۴۵

به دنیا دل چه می بندی تو را آگه ز نیرنگش *** ز نیکی های خوش نامان نصیبت می کند، ننگش!

اگر خوبی و خوش نامی، تو را از جان بود آنگه *** نصیبت نیست یک ذره در این دنیای صد رنگش

صفحه ۴۵
صفحه ۴۶
صفحه ۴۶
صفحه ۴۷

حکمت ۱۰: معاشرت نیکو با مردم

صفحه ۴۷
صفحه ۴۸

خَالِطُوا اَلنَّاسَ مُخَالَطَۀً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ

امام على علیه السلام فرمود:

با مردم آنچنان معاشرت كنید كه چون از دنیا رفتید بر شما بگریند، و اگر زنده ماندید به شما میل نمایند.

صفحه ۴۸
صفحه ۴۹

با نگاه مهربانت دوستان شادان شوند *** بعدِ تو از دوری ات ناراحت و گریان شوند

آن چنان با مردمان پیوند نیکی را بگیر *** تا که بعد از رفتنت محزون و سرگردان شوند

صفحه ۴۹
صفحه ۵۰
صفحه ۵۰
صفحه ۵۱

حکمت ۱۱: عفو و گذشت با وجود قدرت

صفحه ۵۱
صفحه ۵۲

إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ

امام على علیه السلام فرمود:

چون بر دشمن ظفر یافتى، عفو و گذشت را شكرانه پیروزیت قرار ده.

صفحه ۵۲
صفحه ۵۳

هر زمان بر دشمنت پیروز میدان می شوی *** در نبرد حق بر آن باطل، تو شادان می شوی

در گذر از دشمنت شکرانة پیروزی ات *** چون که بعد از عفو و بخشش، شاه مردان می شوی

صفحه ۵۳
صفحه ۵۴
صفحه ۵۴
صفحه ۵۵

حکمت ۱۲: اهمیت دوستی و حفظ دوست

صفحه ۵۵
صفحه ۵۶

أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ

امام على علیه السلام فرمود:

ناتوان ترین مردم کسی است که نیروی به دست آوردن دوستان را ندارد و ناتوان تر از او کسی است که دوستی به دست آرد و او را ضایع گذارد.

صفحه ۵۶
صفحه ۵۷

ناتوانی، گر که دورت نیست یار و مرهمی *** وقت دلتنگی نداری مونسی و محرمی

دوستان گنجی چون مروارید بی قدر و بها *** ناتوان تر می نمایی چون برانی همدمی

صفحه ۵۷
صفحه ۵۸
صفحه ۵۸
صفحه ۵۹

حکمت ۱۳: شکر، راه تداوم نعمت ها

صفحه ۵۹
صفحه ۶۰

إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ، فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ

امام على علیه السلام فرمود:

چون سرآغاز نعمت به شما رسد با كم سپاسى دنباله آن را نبرید.

صفحه ۶۰
صفحه ۶۱

چون که بارش های نعمت بر تو باریدن گرفت *** ابرهای رحمت ح-ق، بر سرت مسکن گرفت

ناسپاسی گر کنی، خود بسته ای این درب را *** شکر حق گو، هر زمان خورشید تابیدن گرفت

صفحه ۶۱
صفحه ۶۲
صفحه ۶۲
صفحه ۶۳

حکمت ۱۴: نتیجه بی مهری نزدیکان

صفحه ۶۳
صفحه ۶۴

وَ قَالَ (علیه السلام: مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ، أُتِیحَ لَهُ الْأَبْعَدُ)

امام على علیه السلام فرمود:

كسى را كه نزدیكانش واگذارند، بیگانه او را پذیرا مى گردد.

صفحه ۶۴
صفحه ۶۵

تو را هشدار ای مردان با ایمان و دور اندیش *** اگر راندی عزیزی را برای لحظه ای از خویش

مراقب باش بیگانه بدست آرد دل و دینش *** رها کردی! بغل گیرد همان بیگانه ی بد کیش

صفحه ۶۵
صفحه ۶۶
صفحه ۶۶
صفحه ۶۷

حکمت ۱۵: هر کس درخور سرزنش نیست

صفحه ۶۷
صفحه ۶۸

مَا کُلُّ مَفْتُون يُعَاتَبُ

امام على علیه السلام فرمود:

هر شخص گرفتارى را نمى توان سرزنش کرد (چه بسا بى تقصیر باشد)

صفحه ۶۸
صفحه ۶۹

گر فریب یار و دشمن خورده ام خوارم مکن *** در میان برزخم خود، تو گرفتارم مکن

سرزنش گر می کنی ای غافل از احوال من *** اندرونم را ببین، دیگر تو آزارم مکن

صفحه ۶۹
صفحه ۷۰
صفحه ۷۰
صفحه ۷۱

حکمت ۱۶: اولویت تقدیر خدا بر تدبیر انسان

صفحه ۷۱
صفحه ۷۲

تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِیرِ، حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِی التَّدْبِیرِ

امام على علیه السلام فرمود:

كارها دستخوش تقدیرند، آن سان، كه گاه تدبیر سبب مرگ شود.

صفحه ۷۲
صفحه ۷۳

هر اموری در جهان، شایسته ی تدبیر شد *** عمر ما در دست ایزد پیرو تقدیر شد

گرچه در افکار ما چیزی به نام مرگ نیست *** لاجرم تدبیر ما در مرگ، بی تاثیر شد

صفحه ۷۳
صفحه ۷۴
صفحه ۷۴
صفحه ۷۵

حکمت ۱۷: تغییر حکم با تغییر شرایط

صفحه ۷۵
صفحه ۷۶

وَ سُئِلَ (علیه السلام عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه وآله) "غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ"؟)فَقَالَ (علیه السلام: إِنَّمَا قَالَ ذَلِكَ وَ الدِّینُ قُلٌّ، فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ؛ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ.)

امام على علیه السلام فرمود:

از آن حضرت در باره این سخن پیامبر (صلی الله علیه و اله) پرسیدند كه فرموده بود: رنگ سفید موى را تغییر دهید و خود را همانند یهودان مسازید و او فرمود:

این سخن را رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) زمانى فرمود كه مسلمانان اندك بودند، اما اكنون كه دایره اسلام فراخ گردیده و دین استقرار یافته، هركس به اختیار خود است.

صفحه ۷۶
صفحه ۷۷

در چشم دشمن خویش را چونان جوانی زنده کن *** با رنگ و رویی دلبرین شمشیر خود برنده کن

موی سفید خویش را بهر فریبش رنگ نِه *** وانگه تمام روح او با ضربتی آزرده کن

صفحه ۷۷
صفحه ۷۸
صفحه ۷۸
صفحه ۷۹

حکمت ۱۸: نکوهش یاری نکردن حق

صفحه ۷۹
صفحه ۸۰

فِی الَّذِینَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ: خَذَلُوا الْحَقَّ، وَ لَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ

امام على علیه السلام فرمود:

در باره كسانى كه از پیكار در كنار او، كناره گرفته بودند، چنین فرمود: حق را واگذاشتند و باطل را یارى نكردند.

صفحه ۸۰
صفحه ۸۱

نه با حق، نه با دشمنی تو، بگو پس که ای؟! *** نه بی من! نه با چون منی تو، بگو پس که ای؟

تو را بس ملامت کنندت زِ این خوی بد *** نه یاری! نه اهریمنی تو! بگو پس که ای؟

صفحه ۸۱
صفحه ۸۲
صفحه ۸۲
صفحه ۸۳

حکمت ۱۹: نکوهش آرزوهای دراز

صفحه ۸۳
صفحه ۸۴

مَنْ جَرَى فِی عِنَان أَمَلِهِ، عَثَرَ بِأَجَلِهِ

امام على علیه السلام فرمود:

هر كه عنان مركب آرزو را رها كند و در پى آن بشتابد مرگش بلغزاند و بر زمین زند.

صفحه ۸۴
صفحه ۸۵

در مسیر آرزوهایت عنان را وا مده *** با شتابی سوی آن، عمر عزیزت را مده

اینکه پی در پی تمنای عجیبی می کنی *** وه بلغزد پای، هرگز دل به این دنیا مده

صفحه ۸۵
صفحه ۸۶
صفحه ۸۶
صفحه ۸۷

حکمت ۲۰:چشم پوشی از خطای جوانمردان

صفحه ۸۷
صفحه ۸۸

أَقِیلُوا ذَوِی الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ، فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ یَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ

امام على علیه السلام فرمود:

از لغزشهاى جوانمردان درگذرید، كه هیچیك از آنان نلغزد، مگر آنكه دست او در دست خدا باشد و برداردش.

صفحه ۸۸
صفحه ۸۹

از لغزش مردان خدا چشم بپوش *** در حفظ و نگاه آبرو سخت بکوش

چون دست خدا به دست مردان خداست *** در گفتن آن پیش خسان باش خموش

صفحه ۸۹
صفحه ۹۰
صفحه ۹۰
صفحه ۹۱

حکمت ۲۱: نکوهش ترس و حیای بیجا

صفحه ۹۱
صفحه ۹۲

قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ، وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ؛ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ

امام على علیه السلام فرمود:

ترس قرین نومیدى است و شرم، موجب محرومى است و فرصت مى گذرد، چونان كه ابرها مى گذرند. فرصتهاى نیكو را غنیمت شمرید.

صفحه ۹۲
صفحه ۹۳

اگر باشی خجل در کار دشوار *** اگر شرمت بود زَانجام یک کار

تو را فرصت رود چون ابر بشتاب *** که نومیدی بود در ترس بسیار

صفحه ۹۳
صفحه ۹۴
صفحه ۹۴
صفحه ۹۵

حکمت ۲۲: نظر امیرالمومنین درمورد خلافت

صفحه ۹۵
صفحه ۹۶

لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِینَاهُ، وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى

قال الرضی [رحمه الله تعالى] و هذا [القول] من لطیف الكلام و فصیحه، و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلّاء و ذلك أن الردیف یركب عجز البعیر كالعبد و الأسیر و من یجری مجراهما).

امام على علیه السلام فرمود:

ما را حقى است كه اگر آن را به ما دادند، بگیریم و اگر ندادند، بر ترك شتر سوار مى شویم، هر چند، سیر در شب باشد و به دراز كشد.

[سید رضى گوید: این سخن، سخنى لطیف و فصیح است. یعنى اگر حق ما را ندهند، ما در زمره خوارشدگان باشیم زیرا بنده و اسیر و امثال آنها را بر سرین شتر مى نشانند یعنى پشت سر آنكه شتر را مى راند].

صفحه ۹۶
صفحه ۹۷

ما صاحب حق شدیم و دیندار شدیم *** در خواستن حق همگی زار شدیم

مانند اسیری که به اعجاز شتر *** گردید سوار و ما به اجبار شدیم

این عزت ما بُوَد که حق را طلبیم *** حق را که ندادند و بدهکار شدیم

صفحه ۹۷
صفحه ۹۸
صفحه ۹۸
صفحه ۹۹

حکمت ۲۳: اولویت عمل بر حسب و نسب

صفحه ۹۹
صفحه ۱۰۰

مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ، لَمْ يُسْرِعْ بِهِ [حَسَبُهُ] نَسَبُهُ

امام على علیه السلام فرمود:

هر كه در كارها درنگ كند، شرف نسب، سبب سرعت در كارش نشود.

صفحه ۱۰۰
صفحه ۱۰۱

گر تو را تقوا نباشد سرعتی در کار نیست *** در عمل پویا نباشی هم نَسَب معیار نیست

تو توکل بر خدا بنما و کوشش کن بسی *** چون عمل در کار نَبوَد هم نَسَب جز عار نیست

صفحه ۱۰۱
صفحه ۱۰۲
صفحه ۱۰۲
صفحه ۱۰۳

حکمت ۲۴: اهمیت رفع غم و گرفتاری از مردم

صفحه ۱۰۳
صفحه ۱۰۴

مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِیسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ

امام على علیه السلام فرمود:

از كفاره هاى گناهان بزرگ، به فریاد رسیدن ستمدیدگان است و شاد كردن غمگینان.

صفحه ۱۰۴
صفحه ۱۰۵

گر در طلبی که فرصتی یابی باز *** کفارۀ هر گناه خود راهی ساز

گل های فسرده را تو بارانی کن *** بر منبر عشق کن همی راز و نیاز

صفحه ۱۰۵
صفحه ۱۰۶
صفحه ۱۰۶
صفحه ۱۰۷

حکمت ۲۵: ترس از نافرمانی خدا

صفحه ۱۰۷
صفحه ۱۰۸

يَا ابْنَ آدَمَ، إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ، فَاحْذَرْهُ

امام على علیه السلام فرمود:

ای فرزند آدم! چون دیدی پروردگارت پی در پی نعمتهای خود را به تو می رساند و تو او را نافرمانی می کنی از او بترس.

صفحه ۱۰۸
صفحه ۱۰۹

اگر دیدی که با نعمت قرینی *** خدایت می دهد یار زمینی

پیاپی در ز نعمت می گشاید *** اگر شاکر نباشی در کمینی

صفحه ۱۰۹
صفحه ۱۱۰
صفحه ۱۱۰
صفحه ۱۱۱

حکمت ۲۶: رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

صفحه ۱۱۱
صفحه ۱۱۲

مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً، إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ

امام على علیه السلام فرمود:

هیچكس چیزى را در دل نهان ننمود، مگر آنكه، در سخن نابجایى كه از دهانش مى پرد، یا در صفحات چهره اش، هویدا شود.

صفحه ۱۱۲
صفحه ۱۱۳

اگر پنهان کنی اسرار جان را *** نگه داری درون سینه آن را

اگر تو بی تامل لب گشایی *** هویدا می کنی سرّ نهان را

صفحه ۱۱۳
صفحه ۱۱۴
صفحه ۱۱۴
صفحه ۱۱۵

حکمت ۲۷: روش مقابله با بیماری ها

صفحه ۱۱۵
صفحه ۱۱۶

إمْشِ بِدَائِكَ، مَا مَشَى بِك

امام على علیه السلام فرمود:

تا درد همراه توست تو نیز با او همراهى کن

صفحه ۱۱۶
صفحه ۱۱۷

تا که درد و غم درونت جان گرفت *** بی تحمل هم لبت دندان گرفت

همرهی کن با تمام درد خویش *** با صبوری جان تو درمان گرفت

صفحه ۱۱۷
صفحه ۱۱۸
صفحه ۱۱۸
صفحه ۱۱۹

حکمت ۲۸: زهد واقعی

صفحه ۱۱۹
صفحه ۱۲۰

أَفْضَلُ الزُّهْدِ، إِخْفَاءُ الزُّهْدِ

امام على علیه السلام فرمود:

برترین پارساییها آن است كه در نهان باشد.

صفحه ۱۲۰
صفحه ۱۲۱

برترین زهد همانست که پنهان باشد *** دور از چشم بد و حس-رت انسان باشد

چون که دستی ز گریبان ضعیفی گیری *** بهتر آن است که پنهان ز رفیقان باشد

صفحه ۱۲۱
صفحه ۱۲۲
صفحه ۱۲۲
صفحه ۱۲۳

حکمت ۲۹: گذر عمر و نزدیک شدن مرگ

صفحه ۱۲۳
صفحه ۱۲۴

إِذَا كُنْتَ فِی إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِی إِقْبَالٍ، فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى

امام على علیه السلام فرمود:

اگر تو روى به بازگشت نهاده باشى و مرگ روى در آمدن داشته باشد، چه زود به هم خواهید رسید.

صفحه ۱۲۴
صفحه ۱۲۵

عمر ما چه پرشتاب می رود به سوی مرگ *** مرگ هم سوار اسب می زند به ساز و برگ

می رسد به هم چه زود، غفلتی ز آن مکن *** ریخت از درخت عمر، رفته رفته شاخ و برگ

صفحه ۱۲۵
صفحه ۱۲۶
صفحه ۱۲۶
صفحه ۱۲۷

حکمت ۳۰: مغرور نشدن از ستارالعیوب بودن خداوند

صفحه ۱۲۷
صفحه ۱۲۸

الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ

امام على علیه السلام فرمود:

بترسید، بترسید، به خدا سوگند، كه گاه چنان گناه را مى پوشاند كه پندارى آن را بخشیده است.

صفحه ۱۲۸
صفحه ۱۲۹

از گناهی که خدا دید ولی دیده ببست *** آبروی تو خرید و گنهت داد به دست

عیب تو کرد نهان تا که خجالت نبری*** بهراس از گنهت چون که گنه هست که هست

صفحه ۱۲۹
صفحه ۱۳۰
صفحه ۱۳۰
صفحه ۱۳۱

حکمت ۳۱: ارکان ایمان و کفر و شرک

صفحه ۱۳۱
صفحه ۱۳۲

وَ سُئِلَ (علیه السلام عَنِ الْإِیمَانِ، فَقَالَ الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ: عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ...)

امام على علیه السلام فرمود:

از امیر المؤمنین معنى ایمان را پرسیدند، فرمود: ایمان را چهار پایه است: شكیبایى و یقین و عدل و جهاد... شكیبایى را نیز چهار شعبه است: شوق و ترس و پارسایى و انتظار....و یقین را چهار شعبه است: بینایى هوشمندانه و دریافت از روى حكمت و پند گرفتن از چیزهاى عبرت آمیز و رفتن به روش پیشینیان... و عدالت را چهار شعبه است: فهمى كه به عمق چیزها رسد و علمى كه حقایق را دریابد و داورى كردنى نیكو و راسخ بودن در بردبارى...

صفحه ۱۳۲
صفحه ۱۳۳

جهاد را نیز چهار شعبه است: امر به معروف و نهى از منكر و پیكار در راه دین و دشمنى با فاسقان.... كفر را چهار پایه است: كنجكاوى بیهوده و خصومت كردن و انحراف از حق و دشمنى ورزیدن... شك را نیز چهار شعبه است: جدال بیهوده و هول و هراس و دودلى و تسلیم.

صفحه ۱۳۳
صفحه ۱۳۴

از امیر المومنین پرسیده شد ایمان که چیست *** گفت مولا او که جز با عشق و با ایمان نزیست

هست ایمان را برایش چهار پایه رکن دین *** آن شکیبایی و عدل و سه جهاد است و یقین

در شکیبایی چهار اصل است و آن با اختصار *** شوق و ترس و پارسایی باشد آنگه انتظار

گر که شوق جنت آید در وجودت شعله ور *** خود گذر کن از تمام شهوت آنگه کن حذر

صفحه ۱۳۴
صفحه ۱۳۵

آتش دوزخ سزد بر هر که نامحرم بود *** اجتناب از مُحرَمات اعلی ترین مرهم بود

پارسا گردی تمام غصه ات پایان شود *** آن مصیبت ها برایت ناگهان آسان شود

گر به فکر مرگ باشی می کنی در آن نظر *** نامه ات را پر کنی از کار خوب و خوب تر

در یقین باشد تو را چهارش اصول و راهبر *** حکمت و بینایی و پند و رهِ آن رهگذر

صفحه ۱۳۵
صفحه ۱۳۶

در عدالت حکم این است و چهارش شعبه است *** هر کدام از آن برایش صد هزاران خطبه است

فهم در عمق مسائل یک نشان از عدل بود *** علم اعلی کان حقایق را بفهمد، عقل بود

داوری کردن به حکم حق نشان داور است *** استواری در صبوری رمز و راز دیگر است

هان جهاد آمد چهارش شعبه دارد گوش دار *** امر در معروف و نهی از منکر آمد هوش دار

صفحه ۱۳۶
صفحه ۱۳۷

جنگ در راه خدا کردن بُوَد سوم قدم *** دشمنی با فاسق و کافر کن او را کن عدم

کفر را باشد چهارش پایه و علمش بدان *** بیهده کردی تفحص یار گشتی با خسان

چون خصومت کرده باشی بی دلیل و بی گمان *** دیده ات کم سو شود از دیدن حق بی امان

دشمنی گر خود کنی با اهل ایمان و خدا *** راه آسان، سخت گردد بر تو و اهل جفا

صفحه ۱۳۷
صفحه ۱۳۸

شک بیاید با چهارش شعبه اینک گوش دار *** بحثِ بیهوده کند روزت تماماً شام تار

ترس باشد مانعی بر سبقت تو در رهت *** گر دو دل گردی سپر باشی برای همرهت

هر که خود تسلیم دنیا بود افتد قعر چاه *** هم که دنیایش سیاه و هم که عقبایش تباه

صفحه ۱۳۸
صفحه ۱۳۹

حکمت ۳۲:نیکوکار بهتر از کار نیکو

صفحه ۱۳۹
صفحه ۱۴۰

فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ، وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ.

امام على علیه السلام فرمود:

نیكوكار از كار نیكویش بهتر است و، بدكار از كار بدش بدتر.

صفحه ۱۴۰
صفحه ۱۴۱

انسان که بُوَد نیکو، سرچشمه ی اخیار است *** افضل بُود از فعلش چون مالک کردار است

ای آنکه بدی کردی خود بدتر از افعالی *** بدکار گنه کار است سرچشمه اشرار است

صفحه ۱۴۱
صفحه ۱۴۲
صفحه ۱۴۲
صفحه ۱۴۳

حکمت ۳۳: میانه روی در بخشش و مصرف

صفحه ۱۴۳
صفحه ۱۴۴

كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً

امام على علیه السلام فرمود:

بخشنده باش و اسرافكار مباش و میانه رو باش و سختگیر مباش.

صفحه ۱۴۴
صفحه ۱۴۵

بخشنده گر هستی شوی یار و سزاوار ثنا *** اسراف در بخشندگی آرد برایت صد حفا

با اعتدال همسو شوی ایزد تو را یاری کند *** با بخل و فضل بی حساب گردی به حسرت مبتلا

صفحه ۱۴۵
صفحه ۱۴۶
صفحه ۱۴۶
صفحه ۱۴۷

حکمت ۳۴: راه بی نیازی

صفحه ۱۴۷
صفحه ۱۴۸

أَشْرَفُ الْغِنَى، تَرْكُ الْمُنَى

امام على علیه السلام فرمود:

برترین توانگرى ترك آرزوهاست.

صفحه ۱۴۸
صفحه ۱۴۹

آرزو گر می کنی اندازه ی عمرت بخواه *** در توانت نیست جانا! آرزویت را بکاه

خود توانگر می شوی آنگه که ترک آن کنی *** پس مزن حرص و مکن هر لحظة عمرت تباه

صفحه ۱۴۹
صفحه ۱۵۰
صفحه ۱۵۰
صفحه ۱۵۱

حکمت ۳۵: ضرورت موقعیت شناسی

صفحه ۱۵۱
صفحه ۱۵۲

مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ، قَالُوا فِیهِ بِمَا لَا يَعْلَمُون

امام على علیه السلام فرمود:

هر که بی محابا به مردمان آن گوید که نخواهند، درباره اش آن گویند که ندانند.

صفحه ۱۵۲
صفحه ۱۵۳

تو اگر صحبت ناحق به کسی ساز کنی *** که نخواهند ولی پرده از آن باز کنی

بی محابا ز تو گویند به مردم سخنت *** که ندانند به حق، آنچه به دل راز کنی

صفحه ۱۵۳
صفحه ۱۵۴
صفحه ۱۵۴
صفحه ۱۵۵

حکمت ۳۶: آرزوهای طولانی و پرهیز از بزهکاری

صفحه ۱۵۵
صفحه ۱۵۶

مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ، أَسَاءَ الْعَمَلَ

امام على علیه السلام فرمود:

هر كه دامنه آرزوهایش گسترده شود، كردارش ناروا گردد.

صفحه ۱۵۶
صفحه ۱۵۷

آرزو بر امت من مایه ی رحمت شود *** گر نباشد میل در او، کار بی رغبت شود

لیک طولانی اگر گردد بسی آن آرزو *** میل دنیا در وجودش باعث ذلت شود

صفحه ۱۵۷
صفحه ۱۵۸
صفحه ۱۵۸
صفحه ۱۵۹

حکمت ۳۷: نهی از تشریفات بیجا

صفحه ۱۵۹
صفحه ۱۶۰

وَ قَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ(علیه السلام:)مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ؟ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا. فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا يَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ، وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِی دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی [أُخْرَاكُمْ] آخِرَتِكُمْ؛ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ، وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّار

امام على علیه السلام فرمود:

هنگامى كه به شام مى رفت، دهقانان شهر انبار به دیدارش آمدند. از اسبها پیاده شدند و پیشاپیش او دویدند. پرسید: این چه كار است كه

صفحه ۱۶۰
صفحه ۱۶۱

مى كنید؟ گفتند كه این عادت ماست در بزرگداشت فرمانروایانمان. امام علیه السلام فرمود: این كارى است كه امیرانتان از آن سود نبردند و شما خود را در زندگى خود به مشقت مى افكنید و در آخرت به بدبختى گرفتار مى آیید. چه زیانبار است مشقتى كه در پى آن عذاب باشد و چه سودمند است آسودگى همراه با ایمنى از عذاب خدا.

چه زیان بار بود سختیِ همراه عذاب *** که تو را خوار کند این عملت روز حساب

چه بسا راحتی تن که شود راحت جان *** آب خواهی و تو گشتی همه تن گرد سراب

صفحه ۱۶۱
صفحه ۱۶۲
صفحه ۱۶۲
صفحه ۱۶۳

حکمت ۳۸: ارزش ها و آداب معاشرت با مردم

صفحه ۱۶۳
صفحه ۱۶۴

لِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام)يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً، لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ: إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ، وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ، وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ....

امام على علیه السلام فرمود:

به فرزند خود امام حسن علیه السلام فرمود: اى فرزند، از من چهار و چهار چیز را به خاطر بسپار كه چون كارهایت را به آنها به انجام رسانى، هرگز زیانى به تو نرسد: برترین بى نیازیها عقل است و بزرگترین بینوایی ها حماقت است و ترسناك ترین ترسها خودپسندى است و گرام یترین حسب و

صفحه ۱۶۴
صفحه ۱۶۵

نسب، خلق نیكوست. اى فرزند، بپرهیز از دوستى با احمق، زیرا احمق خواهد كه به تو سود رساند، ولى زیان مى رساند و بپرهیز از دوستى با بخیل كه او چیزى را كه بسیار به آن نیازمند هستى از تو دریغ مى دارد و بپرهیز از دوستى با تبهكار كه تو را به اندك چیزى مى فروشد. و بپرهیز از دوستى دروغگو، كه او چون سراب است، دور را نزدیك نشان مى دهد و نزدیك را دور مى نمایاند.

صفحه ۱۶۵
صفحه ۱۶۶

گفت حیدر به فرزندش حسن، ای نور جان! *** گر که گوش آری تو را هرگز نباشد یک زیان

در، تَرین ها اندکی باید تامل کرد و بس *** گوش دل گر وا کنی گردی جدا از این و آن

عقل باشد راهبر، هم در زمین، هم آسمان *** نور چشمم عقل باشد برترین درّ نهان

عقل گر در آدمی کامل نشد نادان شود *** بی نوا تر از همه احمق بود، با او نمان

صفحه ۱۶۶
صفحه ۱۶۷

کِبر و خود دیدن بُوَد ترسی عظیم و دردناک *** خُلق نیکو برتر از اصل و نسب آید میان

حال ای فرزندم! شنو این چار امر و پند گیر *** گر که باشی دور از احمق می شوی شاه زمان

دوستی با مرد احمق باعث خُسران شود *** سود می خواهد رساند لیک می گردد زیان

با بخیل ار دوست باشی وانهد در مشکلات *** صد دریغ آرد برایت در نیاز و در فغان

صفحه ۱۶۷
صفحه ۱۶۸

گر تبه کار آمدت در دوستی اندیشه کن *** او که یاران را همی وا می نهد با دشمنان

چارمین امر است دوری از دروغ و صاحبش *** چون سرابی هر چه را وارونه بنماید نشان

صفحه ۱۶۸
صفحه ۱۶۹

حکمت ۳۹:جایگاه واجبات و مستحبات

صفحه ۱۶۹
صفحه ۱۷۰

لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ، إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ

امام على علیه السلام فرمود:

در به جاى آوردن مستحبات قربتى نیست اگر به واجبات زیان رساند.

صفحه ۱۷۰
صفحه ۱۷۱

گر تا دم صبح ذکر یارب کردی *** صد نافله و حدیث بر لب کردی

هیچ ارزش آن نزد خدا بالا نیست *** گر وقت اذان نماز خود شب کردی

صفحه ۱۷۱
صفحه ۱۷۲
صفحه ۱۷۲
صفحه ۱۷۳

حکمت ۴۰: راه شناخت عاقل و احمق

صفحه ۱۷۳
صفحه ۱۷۴

لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ

امام على علیه السلام فرمود:

زبان خردمند آن سوى دل اوست و دل بى خرد آن سوى زبانش.

سید رضى گوید: این از معانى عجیب و شریف است. مراد این است كه عاقل زبان نمى گشاید مگر پس از آنكه با اندیشه و فكر خود مشورت كند و بى خرد، سخنان بیهوده اش بر فكر و تأمل و اندیشه اش پیشى گیرد. گویى زبان عاقل، تابع دل اوست و دل احمق، تابع زبان اوست.

صفحه ۱۷۴
صفحه ۱۷۵

دانا چو گهی زبان به گفتن وا کرد *** در هر سخنش عقل و خرد غوغا کرد

وَه در عجبم از سخن سرد و سبک *** کآن سوی زبان بی خرد بلوا کرد

صفحه ۱۷۵
صفحه ۱۷۶
صفحه ۱۷۶
صفحه ۱۷۷

حکمت ۴۱: رابطه عقل و گفتار

صفحه ۱۷۷
صفحه ۱۷۸

قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فِیهِ، وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِی قَلْبِهِ.

امام على علیه السلام فرمود:

دل احمق در دهان اوست و زبان عاقل در دلش، و هر دو یك معنى است.

صفحه ۱۷۸
صفحه ۱۷۹

قلب احمق باشد اندر کام او *** یک سخن گوید شود فرجام او

در دل عاقل، زبان او بُوَد *** هر چه گوید قلب باشد رام او

صفحه ۱۷۹
صفحه ۱۸۰
صفحه ۱۸۰
صفحه ۱۸۱

حکمت ۴۲: بیماری سبب ریزش گناهان

صفحه ۱۸۱
صفحه ۱۸۲

لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِی عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا:جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ [مِنْكَ] مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَيِّئَاتِكَ، فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِیهِ وَ لَكِنَّهُ يَحُطُّ السَّيِّئَاتِ وَ يَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ، وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِی الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَيْدِی وَ الْأَقْدَامِ. وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِیرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ

امام على علیه السلام فرمود:

به یكى از اصحابش كه بیمار شده بود چنین فرمود: خداوند بیمارى تو را كه از آن شكوه مى كنى، سبب كاستن از گناهانت قرار داده. زیرا در بیمارى اجر و ثوابى نیست، ولى گناهان را مى ریزد، آن سان، كه

صفحه ۱۸۲
صفحه ۱۸۳

برگ درختان مى ریزند. اجر و ثواب، حاصل گفتار به زبان است و كردار به دست و پاى. خداوند به سبب صدق نیت و باطن پاك، هر كس را كه خواهد، به بهشت مى برد.

سید رضی مى گوید: امام علیه السلام راست گفته است و در بیمارى اجر و ثوابى نیست زیرا بیمارى از چیزهایى است كه آن را عوض است نه مزد. عوض در برابر دردها و بیماریهایى است كه از سوى خداوند بر بنده مى رسد، ولى اجر و ثواب در برابر عملى است كه از بنده سر زده است پس میان عوض و ثواب فرقى است كه امام با علم نافذ و رأى صواب خویش بیان فرموده است.

صفحه ۱۸۳
صفحه ۱۸۴

گفت حیدر مکن شکوه ز بیماری که آن *** کم کند از هر گناهت، وارهی در آن جهان

همچو برگی کز درختی می کُند خود را جدا *** نیست در بیماری ثوابی هست بر تو امتحان

صفحه ۱۸۴
صفحه ۱۸۵

حکمت ۴۳: وصف یاری شایسته

صفحه ۱۸۵
صفحه ۱۸۶

فِی ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ الْأَرَتِّ:يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً

امام على علیه السلام فرمود:

هنگامى كه از خبّاب من الارت یاد مى كرد چنین فرمود:خداوند خبّاب بن الارتّ را رحمت كند. به رغبت اسلام آورد و در عین اطاعت، مهاجرت كرد و به آنچه روزیش داده بودند، قناعت نمود و از خدا راضى بود و مجاهد زیست.

صفحه ۱۸۶
صفحه ۱۸۷

رحمت کند یزدان خباب، آن یار با اخلاص را *** با میل و رغبت آمدش سوی نبی مصطفی

بر داده و ناداده اش گاهی سجود و گه رکوع *** همچون مجاهد هجرتی بنمود با میل و رضا

صفحه ۱۸۷
صفحه ۱۸۸
صفحه ۱۸۸
صفحه ۱۸۹

حکمت ۴۴: خوشا به حال اینان

صفحه ۱۸۹
صفحه ۱۹۰

طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ

امام على علیه السلام فرمود:

خوشا به حال كسى كه همواره به یاد معاد باشد و براى روز حساب عمل كند و به آنچه روزیش داده اند، قانع باشد و از خداى راضى.

صفحه ۱۹۰
صفحه ۱۹۱

ای خوش آن مردی که از یاد معادش دور نیست *** هر عمل در دفتر اعمال او، جز نور نیست

شکر حق گوید برای روزی و انعام او *** در رضا از خالق کون و مکان مهجور نیست

صفحه ۱۹۱
صفحه ۱۹۲
صفحه ۱۹۲
صفحه ۱۹۳

حکمت ۴۵: حب علی، معیار ایمان

صفحه ۱۹۳
صفحه ۱۹۴

لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِی هَذَا عَلَى أَنْ يُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی، وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ يُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی؛ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ قُضِيَ، فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صلی الله علیه وآله أَنَّهُ قَالَ: "يَا عَلِيُّ لَا يُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لَا يُحِبُّكَ مُنَافِقٌ)

امام على علیه السلام فرمود:

اگر به این شمشیرم بر بینى مؤمن زنم كه با من دشمن شود، دشمن نشود و اگر همه جهان را به كام منافق ریزم كه با من دوست گردد، دوست نگردد. و این، از آن روست، كه حكم خداى بر زبان پیامبر امّى (صلى الله علیه و آله) گذشت كه فرمود: یا على، مؤمن تو را دشمن نشود و منافق دوست نگردد.

صفحه ۱۹۴
صفحه ۱۹۵

مرد مومن با هزاران زخم کی دشمن شود! *** زخم شمشرش زنم هرگز که اهریمن شود

لیک اگر دنیای خوبی جان نثار خصم شد *** کی شود یار و تمام جان از او ایمن شود!

صفحه ۱۹۵
صفحه ۱۹۶
صفحه ۱۹۶
صفحه ۱۹۷

حکمت ۴۶: عجب و غرور آفت حسنات

صفحه ۱۹۷
صفحه ۱۹۸

سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ، خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ

امام على علیه السلام فرمود:

گناهى كه اندوهگینت سازد، در نزد خدا بهتر است از كار نیكى كه به خودپسندیت وادارد.

صفحه ۱۹۸
صفحه ۱۹۹

هر گناهی کان تو را از فعل آن غمگین کند *** لذت انجام آن، روح تو را سنگین کند

به از آن کار نکویی کز برای دیگران *** خود پسندی را درون سینه ات آذین کند

صفحه ۱۹۹
صفحه ۲۰۰
صفحه ۲۰۰
صفحه ۲۰۱

حکمت ۴۷: معیار صداقت و شجاعت و عفت

صفحه ۲۰۱
صفحه ۲۰۲

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ.

امام على علیه السلام فرمود:

مقام و مرتبت هركس به قدر همت اوست و صدق او به قدر جوانمردى اوست و شجاعتش به قدر حميّت اوست و عفّت او به قدر غیرت اوست.

صفحه ۲۰۲
صفحه ۲۰۳

گر مقام و مرتبت خواهی به همت چاره کن *** صدق گر خواهی برو اینک مروت چاره کن

در شجاعت، راه حمیّت نشان آدمی است *** عفت انسان اگر خواهی به غیرت چاره کن

صفحه ۲۰۳
صفحه ۲۰۴
صفحه ۲۰۴
صفحه ۲۰۵

حکمت ۴۸: دوراندیشی و تفکر، راه پیروزی

صفحه ۲۰۵
صفحه ۲۰۶

الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ، وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْيِ، وَ الرَّأْيُ بِتَحْصِینِ الْأَسْرَارِ

امام على علیه السلام فرمود:

پیروزى به دوراندیشى است و دوراندیشى به جولان اندیشه و اندیشه به نگاه داشتن اسرار.

صفحه ۲۰۶
صفحه ۲۰۷

گر ظفر خواهی نگاهی دور بر آینده کن *** فکر خود را همچو اسبی رهسوار جاده کن

گر که خواهی نصرتی یابی ز کار خویشتن *** حفظ اسرار تمام راهت از هر بنده کن

صفحه ۲۰۷
صفحه ۲۰۸
صفحه ۲۰۸
صفحه ۲۰۹

حکمت ۴۹: تفاوت افراد کریم و لئیم

صفحه ۲۰۹
صفحه ۲۱۰

احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِیمِ إِذَا جَاعَ، وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِعَ

امام على علیه السلام فرمود:

از تعرض كریمان، چون گرسنه شوند و از تعرض فرومایگان، چون سیر شوند، حذر كنید

صفحه ۲۱۰
صفحه ۲۱۱

از کریمان در زمان حفظ قدرت، کن حذر *** چون تعرض می نماید آن کریم اندر خطر

از لئیم اندیشه کن وانگه که می گردد نعیم *** منفعت در هر زمان بر فکر او دارد اثر

صفحه ۲۱۱
صفحه ۲۱۲
صفحه ۲۱۲
صفحه ۲۱۳

حکمت ۵۰: راه جذب دل ها

صفحه ۲۱۳
صفحه ۲۱۴

قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْه

امام على علیه السلام فرمود:

دلهای مردان رمنده است، هر که آن را به خود خو داد، روی بدان نهاد

صفحه ۲۱۴
صفحه ۲۱۵

بیا گویمت راز مردان عیان *** اگر خواستی پیش باشی بر آن

محبت نما بر دلش روز و شب *** که گر خو کند بر تو،گیری عنان

صفحه ۲۱۵
صفحه ۲۱۶
صفحه ۲۱۶

📑 فهرست مطالب

⚙ تنظیمات

۰ / ۰